به یاد فرزندان جاویدان این سرزمین

یادشان همواره در قلب این خاک زنده خواهد ماند

Book Review: ‘The Family Snitch,’ by Francesca Fontana

Book Review: ‘The Family Snitch,’ by Francesca Fontana

نیویورک تایمز
1404/11/16
1 بازدید

The FAMILY SNITCH: A Daughter’s Memoir of Truth and Lies نوشته فرانچسکا فونتانا


به عنوان دانشجوی جوان در دادگاه دانشگاه اورگان، فرانچسکا ژورنالیست به عنوان یک دانش آموز در دادگاه فدرال، نحوه استفاده از یک استاد دانشگاه فدرال را به ثبت می رساند. بعد از کلاس، در خلوت دفترش، او از استادش کمک خواست تا یک پرونده شیکاگو را که مورد علاقه او بود، پیدا کند: ایالات متحده آمریکا علیه فونتانا، از سال 2001. آن لحظه کشف، شروع یک پروژه تحقیقاتی چند مرحله ای را در مورد پدرش، آل، و سابقه جنایی متناوب او ثابت کرد و یک دهه بعد در خاطرات جدید او، "خانواده" به اوج خود رسید. اسنیچ."

همانطور که از عنوان آن پیداست، فونتانا، خبرنگار وال استریت ژورنال، در مورد اخلاقی بودن علنی کردن لباس‌های کثیف خانواده‌اش تردید دارد. (توجیه خاطره نویس ترجیحی من، که معمولا باعث خنده دانشجویان می شود، آن لاموت است: «اگر مردم می خواستند در مورد آنها به گرمی بنویسید، باید بهتر رفتار می کردند.)

در سال 2019، فونتانا زمانی که The Journal of Storime Fathery و My SearchMy را برای داستان خود منتشر کرد، یک دوره خشک را پشت سر گذاشت. لحن آن قطعه خشم آلود است اما پذیرفتنی است، زیرا فونتانا بی‌علاقه از عواقب جنایتی که پدرش را پشت میله‌های زندان قرار داد گزارش می‌دهد. این خاطرات لایه‌لایه‌تر و پیچیده‌تر است – و به‌طور متناقض، خام‌تر.

تصویر

در سن 9 سالگی، فرانچسکا می‌دانست که پدرش برای مدتی «رفته است»، اما مدتی بود که متوجه شد او در زندان است. او هنوز با اقوام ایتالیایی و مکزیکی پدرش در شیکاگو دیدار می‌کرد، اما «همیشه آخرین کسی بود که از داستان‌های تاریک‌تر آنها خبر داشت». فرانچسکا وقتی با شوهر دوم مادرش و برادرش به اورگان نقل مکان کرد، در زندان به پدرش نوشت. این نامه‌ها از جمله اسناد خانوادگی بسیاری هستند که فونتانا برای بازسازی ازدواج کوتاه والدینش، و آنچه برای پدرش در پی داشت (از جمله تولد دو فرزند بعدی، توسط زنان مختلف) روی آن‌ها نوشته است.

جنایت آل منبع اصلی جذابیت برای نویسنده یا خواننده نیست، اگرچه فونتانا بارها و گاهی اوقات به گفته‌های پدرش این قسمت را مرور می‌کند. الفونتانا جدیدترین عضو تیمی بود که شامل دو پلیس بود، که همگی به عنوان مجری قانون ظاهر شدند، سپس وارد خانه های فروشندگان مواد مخدر شدند و با پول نقد و مواد مخدری که پیدا کردند، رفتند. بدشانسی او این بود که در شب عملیات ضربت موفقیت آمیز F.B.I به آن ملحق شد.

فرانچسکا فونتانا برای بررسی تاریخ گسترده فساد پلیس شیکاگو زمان می برد و با وکلایی که وکالت این چهار مرد را بر عهده داشتند مصاحبه می کند. همانطور که یک وکیل اوباش به طور مساوی به او می‌گوید: «خیلی از افراد خوب کارهای احمقانه انجام می‌دهند» (خط‌هایی که فونتانا نمی‌خرد – یا برای تبرئه پدرش کافی نیست). یکی دیگر از وکیل مدافع، در پاسخ به سؤالات او، صراحتاً به سؤالات خود می پردازد: "می خواهی چه کار کنی؟" او مطالبه می کند. «چی، تو می‌خواهی دزد خانواده باشی؟»

نه دقیقاً. هدف فونتانا، بیشتر، بازگویی چرخش های پرپیچ و خم رابطه اش با پدرش، با استفاده از طیفی از اشکال است: بازآفرینی تخیلی صحنه های دوران کودکی. بحث در مورد اساطیر یونان، چارچوب روایت او به عنوان یک فیلم یا تولید صحنه. و عمیق، تأثیرگذار بر کاوش‌های مربوط به مسائل سلامت روان، خود و همسر سابقش. فونتانا، که همیشه دقیق است، چالش‌های مداوم خود را با اختلال وسواس فکری-اجباری (شامل برخی توصیف‌های گرافیکی از آسیب‌رسانی به خود) توصیف می‌کند، اما وقتی می‌گوید یک خودشیفته و یک دروغ‌گوی بیمارگونه بودن در بیشترین حالت متحرک است - دو چیز که پدرش را آن‌ها می‌داند.

حافظه و حقیقت گفتن "من در نیاز اجباری خود به دانستن به حقیقت رسیدم. می خواستم یک پدر صادق پیدا کنم، پایانی برای دروغ ها، یک حقیقت مطلق." اما او بارها و بارها ناامید می شود. از تجربیات خود او و دیگران مشخص است که این مرد یک دونده بزرگ بود: "وقتی او داستانی را تعریف می کرد، چیزی در آل زنده شد." متأسفانه این جنبه از پدر یا جذابیت آن به طور کامل وارد روایت نمی شود. حس قوی تر خشم فونتانا از بین می رود.

دو سوم از این خاطرات جذاب، واضح است که فونتانای خونسرد و بالینی این داستان را به داستان آشتی تبدیل نخواهد کرد. او در مورد مردان مختلفی در گذشته اش می نویسد: «فکر نمی کردم که ما مدیون بخشش باشیم.» «هنوز این کار را نمی‌کنم.»

اما این تبادل‌ها، که شامل تماس‌های تلفنی متعدد و خودسرزنش‌کردن زیاد پدرش است، اجازه هیچ تغییر واقعی در پویایی آنها و آنچه فونتانا «بازی‌کردن» «عادی بودن خانوادگی» می‌داند، نمی‌دهد. در پایان کتاب، فونتانا در عوض به عشق عمیق و پایدار بین خود و مادرش روی می آورد، و این باعث می شود کتاب فرود نرم تری داشته باشد، و آن رابطه اساسی و قابل اعتماد زندگی او را گرامی می دارد و آن را جشن می گیرد.

The FAMILY SNITCH: A Daughter’s and Limoes of Truth | توسط فرانچسکا فونتانا | استیرفورث | 278 صفحه | جلد شومیز، 19.95 دلار